مقالات
سید جمال الدین افغانی مظلوم ترین مصلح
سید جمال الدین افغانی چهرۀ شناخته شدۀ جهانی است که همگان حتی مخالفین غربی اش، به جایگاه والای او در بین توده های مسلمین واقف اند. اما او با وجود علو مقام، مظلومترین مصلحی است که تا بحال شناخته ایم.
سید را از دو دیدگاه می توان مظلوم شمرد:
1ـ سید جمال الدین افغانی در دوران زندگی پربار خود، بار بسیاری از ملامت ها، شماتت ها و توهین ها را از جانب حکومت های مسلمین و بیخردان روزگار متحمل شد و تا آخر عمر هم از گزند تهمت های آنان درامان نماند، تا جاییکه به او تهمت کفر بستند.
سید از یک طرف مجبور بود با ابرقدرت زمان ( انگلیس ) و ایادی مزدورش، در اقصی نقاط میهن بزرگ اسلامی، دست و پنجه نرم کند و از طرف دیگر مزاحمت های نابخردانۀ مسلمین جاهل را متحمل شود.
2ـ سید پس از مرگ هم به نوعی دیگر مظلوم مانده است. گرچه از شهرت جهانی او و نهضت های اسلامی که پس از وفات آن بزرگوار به تأسی از اندیشه های والایش در سرتاسر جهان اسلام بوجود آمد، به سادگی نمی توان چشم پوشی کرد لیکن بسیاری از نظریات اصلاحی اش مخصوصا در زادگاهش ( افغانستان ) جامۀ عمل نپوشید و سردمداران افغانستان بدون توجه به مرام و اندیشه های اصلاحی او سعی نمودند که از او یک سمبول ملی بسازند و بس !
در همین راستا جسد مطهرش را از ترکیه به افغانستان انتقال دادند، مدالی ملی را بنامش مزین کردند، مدارس و مکاتب و خیابان ها را بنامش مسمی نمودند ، اما از اندیشه و افکار او کمتر سخن به میان آوردند و به دیدگاه ها و نظریات اصلاحی او توجهی نکردند.
امروزه بیشتر مردم دنیا، بویژه مردم افغانستان او را می شناسند و به او احترام می گذارند و بنامش افتخار می نمایند، اما نمی دانند سید چه می خواست و برای چه مبارزه می کرد.
نکتۀ قابل تأسف دیگر این است که دوستان ایرانی ما هم فقط برای کسب شهرت او را ایرانی خواندند و امروزه ؛ آنها هم همان کاری را انجام می دهند که عینا در کشور ما در حال انجام است یعنی می خواهند از او به نفع ملت و فرهنگ خود استفاده نمایند.
اما آنچه همگان آنرا به بوتۀ فراموشی سپرده اند ، اهداف عالیه ای است که سید جمال الدین برای تحقق بخشیدن به آنها ، عمر گرانبهای خود را صرف آنها نمود و حتی مجالی برای تشکیل خانواده نیافت و در آخر غریبانه در مملکتی غریب دیده از جهان فرو بست و این همان مظلومیتی است که بزرگترین مصلح شرق را در بر گرفته است.
اما واقعا سید جمال الدین کیست که هر کس می خواهد او را منسوب به ملت خود بداند، با وجود مصلحان متعدد در جهان اسلام ، چرا نام سید جمال الدین مانند ستاره ای درخشان بر تارک آسمان اصلاح می درخشد؟
برای پاسخ به این سؤال امتیازات سید را برمی شمریم :
1ـ مهمترین امتیاز سید بر سایر مصلحان مسلمان، آگاهی عمیق و اطلاع دقیق او از قرآن و حدیث و دیگر متون اسلامی است. باورهای اعتقادی سید جمال الدین افغانی از چشمه سار زلال معرفت اسلامی آب می خورد.
( محمدالبهی ) نویسندۀ توانای عرب ، در تجزیه و تحلیل اندیشه های سید جمال الدین می نویسد: « همۀ فعالیت های سید جمال الدین رنگ سیاسی داشت، اما اساس و منشأ آن فعالیت ها قرآن بود». سید خود در مجلۀ معروف عروه الوثقی می نویسد: « آرزو دارم که سلطان همۀ مسلمانان قرآن باشد و مرکز وحدت آنان ایمان » .
2ـ امتیاز دیگر سید ؛ آشنایی او با علوم و فنون نوین بود. سید به کلیه علوم جدیده دسترسی کامل داشت ، حتی در همان زمان در مصر جغرافیه تدریس می کرد که خشم بسیاری از متعصبین را برانگیخت . او با ریاضیات آشنایی کامل داشت و آن را در هند آموخته بود.
تبحر سید در علوم نوین به اندازه ای بود که رساله ای مشهور در رد فلسفۀ مادی گرایان نوشت که بنام« رسالۀ نیچریه» مشهور است.
3ـ فصاحت و بلاغت و قدرت بیان از امتیازات دیگر اوست. میرزا رضا کرمانی شاگرد مکتب سید جمال الدبن او را چنین می ستود : « سید وقتی به نطق می افتاد، مثل ساعتی که فنرش در رفته باشد مسلسل می گفت » . سید همچنان در مناظره و مباحثه استعدادی فوق العاده داشت ، طوری که مناظرۀ او با « ارنست رنان » فیلسوف معروف غربی مشهور است.
4ـ امتیاز دیگر سید تسلط او بر چند زبان مهم از جمله ؛ عربی ، فارسی ، پشتو ، ترکی و... می باشد . سید بسیاری از نامه های خود را به زبان های مختلف نگاشته است.
5ـ سفرهای فراوان سید به اقصی نقاط دنیا ، امتیاز مهمی برای اوست . سفرهای او به ایران ، هندوستان ، مصر ، ترکیه ، انگلستان ، فرانسه و ... او را از نزدیک با احوال مسلمانان و شناختن روحیات و درک مشکلات آنان واقف ساخت.
6ـ یکی از امتیازات مهم سید که همگان بر آن اذعان دارند ، تشخیص دردهای جوامع اسلامی و ارایه درمان های مثمرثمر بود، او با آشنایی کاملی که از سیاست های استعماری انگلستان در منطقه داشت ، همیشه با اتخاذ سیاست های معقول راه را بر آنان می بست و خار چشمی بزرگ برای آنان و استبداد داخلی کشورهای مسلمان بود.
بسیاری از صاحب نظران مسلمان و غیر مسلمان با اعتراف به امتیازات فوق عقیده دارند که سید در مبارزۀ پیگیر و تلاش های گسترده خود دو هدف اساسی داشت:
ـ اتحاد جهان اسلام و همبستگی آنان به عنوان یک قدرت مطرح جهانی
ـ مبارزه با استعمار و بیرون راندن آنان از مملکت های اسلامی و کوتاه کردن دست آنان از مداخله در امور داخلی و خارجی آنان
سید جمال الدین برای تحقق بخشیدن هدف اصلی خود یعنی اتحاد مسلمانان ، در اولین وهله با سران کشورهای اسلامی در تماس گردید. گفتگوهای او با ناصرالدین شاه ، سلطان عبدالحمید و خدیو مصر، در همین راستا صورت می گرفت .
او برای اولین بار پیشنهاد تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی را که مرکز آن در مکه مکرمه باشد، را مطرح کرد. با این وصف بسیاری براین باور پای می فشارند که اگر سید توان و انرژی خود را صرف تربیت توده ها ی مسلمان می نمود، نتیجۀ بهتری می توانست ، بگیرد. باوری که سید در سال های آخر حیاتش به آن رسیده بود زیرا سران کشورهای اسلامی ظرفیت پذیرش طرح های او را نداشتند و ضعف و خودباختگی آنان مانع از اجرای طرح های اصلاحی سید می شد.
تلاش های بی وقفۀ سید برای وحدت کشورهای اسلامی ، نه تنها از جانب سران کشورهای اسلامی استقبال نگردید که آنان را به صورت دشمنان مهمی برای سید در آورد تا جاییکه ناصرالدین شاه او را با وضع فجیعی از ایران اخراج نمود و سلطان عبدالحمید او را تحت نظر گرفت. اما آنچه مایۀ امیدواری سید می گردید ، جمعیت های گمنام مسلمان بود که از آرمان های به حق او دفاع می نمودند. سید توانست جمعیت های سری را در هند و مصر، ترکیه و ایران و حتی فرانسه و انگلستان به وجود آورد . جمعیت سری عروه در حیدرآباد هند، نقش بارزی در مبارزۀ سید علیه استعمار پیر انگلستان داشت . همین جمعیت بود که در تمویل حرکت اصلاحی سید نقش ایفا می نمود و مخارج چاپ و نشر جریدۀ عروه الوثقی را پرداخت می کرد.
عروه الوثقی توانست افکار خفتۀ مسلمین را بیدار نموده و روح تازه ای در کالبد بیجان جامعۀ مسلمان بدمد. از آنجا که عروه الوثقی نقش مهمی را در بیداری توده ها ی مسلمان بازی نموده است ، خوب است در بارۀ این مجله بیشتر بدانیم :
عروه الوثقی همان جریدۀ مشهوری است که مانند طبق زرین بین فضلای عالم اسلام اعم از ایرانی و افغانی و هندی و ترکی و عرب دست به دست می گردید. به گواهی مورخان و نویسندگان ، بیانات پرشور نویسندگان مسلمان در دو قرن اخیر از عروه الوثقی تأثیری عمیق پذیرفته است.
عروه الوثقی در حقیقت منشأ بیان و تراوشات فکری سید جمال الدین و نهضت فراگیرش بود که اگر هجده ماه بیشتر دوام نیاورد، اما هجده شماۀ آن کافی بود که بتواند عالم اسلامی را دگرگون سازد.
محیط طباطبایی در کتابش « نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین » در مورد اهمیت جریدۀ عروه الوثقی می نویسد: « در میان طبقۀ روشنفکر و دردمند جهان اسلام ، همه جا از هند تا تونس و از زنگبار تا غازان و باغچه سرای ، حکم چراغ راهنما را پیدا کرد. روزنامه های هند و ایران در اصفهان و تهران و روزنامه ها ی ترکی در روسیه و عثمانی به نقل و ترجمۀ مقالات او می پرداختند و مطالب آن از زبان فارسی وارد بنگالی و ترکی به هر دو لهجۀ شمالی و غربی ، در میان گروه انبوهی از مسلمانان خواننده یافت. برخی از مقاله های مهم آن در جراید انگلیس و فرانسه و روسیه نیز انعکاساتی می بخشید و احیانا بر آنها تفسیرهای موافق و مخالف نوشته می شد. »
سید محمد رشید رضا هم می نویسد: « سید همان نفخه ای که در روح بشر می دمید ، در نوشته هایش هم می دمید ».
سید خود هدف از انتشار عروه الوثقی را چنین بیان می دارد: « تعداد زیادی از دانشمندان خیرخواه برای رسیدن به هدف های بزرگ خویش ، در چندین نقطه به خصوص در هند و مصر دور هم جمع شدند و شروع به بررسی مسایل گرفتاری و وسایل نجات و رستگاری از هر لحاظ کردند. کلمۀ حق تنها چیزی است که برای آنها مهم می باشد. در کوشش خود خسته نمی شوند ، در تلاش خویش کوتاهی نمی کنند ، اگر چه ممکن است آنها درین تلاش و کوشش عزیزترین چیز خود، یعنی جانشان را از دست بدهند. این مجله به یاری خداوند اوضاع ملل شرق را بیان می کند و برای پیروزی در کار خود توکل ما بر خدای تواناست. این مجله با ارائۀ راه های صحیح نشان می دهد که برای بدست آوردن قدرت، جهت دفع بدبختی ها و مصایب موجود ، لازم است ملل شرق به خصوص مسلمانان متوسل به اصولی شوند که پدران آنان و اسلافشان معتقد بودند. این مجله در نظر دارد با بیان یک سلسله حقایق، خوانندگان را متنبه سازد که مساوی بودن در مادیت و معنویت ، یگانه عامل نیرومند برای حفظ موازنۀ بین المللی و روابط میان آنها می باشد. مجله در تمام تلاش های خود تصمیم دارد نماز جماعت را میان ملل اسلامی اشاعه و تقویت کند و دوستی و یگانگی را میان افراد ملل مسلمان رواج دهد و منافع مشترک همۀ مسلمانان را تشریح و تأکید کند » .
جریدۀ عروه الوثقی به پرداختن مسایلی توجه داشت که امروزه هم آشنا به نظر می آیند ، واقع بینی و دور اندیشی سید جمال الدین در ارایۀ راهکارها برای حل معضلات جهان اسلام از تیتر مقالات عروه الوثقی مشهود است ، تا جاییکه اگر همین امروز هم چاپ گردد ، گویی از مشکلات کنونی ما بحث می نماید. بعضی از موضوعات عروه الوثقی عبارتند از : اسلام و مسئلۀ نژاد ، تفاوت اسلام و مسیحیت ، تعصب چیست ؟ ، بدآموزی در بارۀ قضا و قدر ، وحدت بنیاد سیاست ، خدعه های استعمار، ...
سید جمال الدین افغانی به حق بنیان گذار مکتب اتحاد اسلام نام گرفته است . او بود که حزبی را جهت ترغیب مسلمانان به وحدت بوجود آورد، تلاش های بی وقفۀ او جهت ترغیب مردم مخصوصا علمای شیعۀ ایران و اتحاد زیر لوای سلطان عبدالحمید عثمانی ثبوت این مدعاست. اما این مکتب با وجود تلاش های فراوان سید و شاگردانش و پیروان آن بزرگوار چون محمد عبده ، عبدالقادر مغربی ، سید محمد رشید رضا ، امیر شکیب ارسلان ، رضای کرمانی ، مولانا ابوالکلام آزاد ، شیخ احمد رومی ، سید عبدالرحمن کواکبی و علامه اقبال لاهوری ، نتوانست انتظارات را برآورده سازد. اتحاد و همبستگی آرزوی همۀ مسلمانان بوده و هست ، اما نقش دشمنان اسلام و عدم آگاهی صحیح مسلمانان را نمی توان در ایجاد نفاق بین مسلمانان نادیده گرفت ، سید جمال الدین افغانی در آثار خود این آرزوی دیرینۀ خود را شرح می دهد و خطاب به امین الضرب در نامه ای می نویسد : « من آنچه گفته ام و می گویم و کرده ام و می کنم همه محض و صرف از برای برای خیر امت محمدیه بوده است و خواهد بود و به هیچ وجه انانیت مرا درو مدخلی نبوده است. من صدر اعظم نمی خواهم بشوم ، من وزیر نمی خواهم بشوم ، من ارکان دولت نمی خواهم شوم ، من وظیفه نمی خواهم ، من عیال ندارم ، من ملک ندارم و نمی خواهم که داشته باشم ، بسیار اشخاص به واسطۀ من به رتبۀ بیگی و پاشایی رسیده اند و بسیار اشخاص توسط من به مواجب های باهظه رسیده اند و لکن خود من همیشه به یک حالت بوده و خواهم بود ، جز نصیحت و اصلاح مقصد دیگری ندارم » .
در نامۀ دیگرش می نویسد : « مرا در این جهان چه در غرب باشم چه در شرق ، مقصدی نیست جز آنکه در اصلاح دنیا و آخرت مسلمانان بکوشم و آخر آرزویم آن است که چون شهدای صالحین خونم درین راه ریخته شود » .
سید به جایگاه علم در جهان امروز کاملا واقف بود ، به همین سبب همگان را تشویق به فراگیری آن می نمود . او عقیده داشت : « سبب فقر و فاقه و مسکنت و ذل و بدبختی اهالی مشرق زمین از آن است که آنها به هیچ وجه مقدار علم و عالم را نمی دانند... این را ندانستند که جمیع سعادات آبا و اجدادشان بلکه جمیع سعاداتی که در عالم یافت شده است ، همه نتیجۀ علم و معرفت بوده است » .
سید در مقالۀ لکچر در تعلیم و تربیه می نویسد : « عالم حقیقتا نور است ، اگر عالم باشد پس عالم ، عالم است . می بایست برهمه عالم نور بپاشد و اگر بر همه عالم نور او نرسد اقلا می باید که قطر خود را و یا شهر خود را و یا قریۀ خود را و یا خانۀ خود را منور سازد » .
سید جمال الدین برای اصلاح امت ، در اولین قدم اصلاح علمای امت را خواستار است ، تا جاییکه می گوید : « هرگز اصلاح از برای مسلمانان حاصل نمی شود مگر آن که رؤسای دین ما اولا اصلاح خود نمایند و از علوم و معارف خویش ثمره بردارند و حقیقتا چون نظرشود ، دانسته می شود که این خرابی و تباهی از برای ما حاصل شده است ، این تباهی اولا در علما و رؤسای دین ما حاصل شده است ، پس از آن درسایر امت سرایت کرده است » .
سید نقش علما را این گونه بیان می دارد : « من یقین دارم اگر علمای فعال اسلام هم خود را معطوف به این سازند که صدای بعضی از مسلمانان را به گوش مسلمانان دیگر برسانند ، موفق خواهند شد که آمال و هدف های افراد مسلمین را در نزدیک ترین مدت با هم مربوط سازند و آنان را به یکدیگر متحد نمایند » .
سید به نقش ارزندۀ روشنفکران در جوامع اسلامی وقوف کامل دارد او روشنفکر را دیندار می خواهد و دیندار را روشنفکر.
سید جمال الدین با وجود آنکه با اندیشمندان بزرگی چون ارنست رنان ، ویکتورهوگو ، دیولافو ، ژرژ کلمانسو ، بلنت هانری ، خلیل غانم و کاتکوف روسی ملاقات و مباحثه داشته است ، اما تقلید عام و تام از غرب را تقبیح نموده ، در بارۀ غرب زدگی عقیده اش را چنین بیان می دارد : « عده ای از تحصیل کردگان خارج تصمیم گرفتند ، آنچه را که از علوم و فنون فرا گرفته اند در کشور خویش پیاده کنند. نتیجۀ این کار چنین شد که آنها وضع مبانی اخلاق و مساکن کشورخویش را عوض کردند ، حتی طرز غذا خوردن و لباس پوشیدن و مفروش ساختن خانه ها و استعمال ظروف مورد لزوم را تغییر دادند ، غافل از این بودند که با انجام این کارها ثروت ملی خویش را به کشورهای دیگر می فرستند. این مردمان مقلد طلیعۀ ارتش مهاجم و غلبه کنندگان و صاحبان غارت کنندۀ اموال مردم می شوند تا راه را برای ورود آنان باز و درهای میهن را به روی آنان بگشایند ».
سید جمال الدین در جنبش های مشروطه خواهی جهان اسلام ، مخصوصا افغانستان و ایران هم نقشی به سزا داشت . در ایران شاگردانش رضای کرمانی ، شیخ محمد خیابانی ، میرزا حسن خان خبیرالملک ، سلسله داران جنبش مشروطه خواهی بودند .
درافغانستان؛ با انتشار اولین شماره از « سراج الاخبار» جرقه های مشروطه خواهی توسط سید زده شد و محمود طرزی مشروطه خواه مشهور افغان خود از او و مکتب ارجمندش الهام گرفت. در جهان عرب هم اندیشمندانی چون محمد عبده ، سعد زغلول و حتی یعقوب صنوع یهودی ( ابونظاره ) ، لویی صابونچی ، ادیب اسحق و شبلی شمیل مسیحی از او تأثیر پذیرفتند.
بهتر است که برای شناخت شخصیت سید جمال الدین از اعترافات دیگران مدد جوییم که به قول حضرت حافظ :
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
ارنست رنان فیلسوف بزرگ غرب درباره اش می گوید : « سید در من تأثیر زیادی گذاشت و بین ما مباحثه ای در گرفت که من بعد از آن تصمیم گرفتم که موضوع کنفرانسم در سوربن ( رابطۀ علم با اسلام ) باشد . من دروقت مباحثه با سید از آزادی فکر و دانش و صراحت لهجه او به فکرم رسید که یکی از دانشمندان بزرگ قدیمی را می بینم و با ابن سینا و ابن رشد روبرو هستم ویا یکی از این آزادگانی که در قرن گذشته برای آزادی انسانیت از اسارت کوشش کرده اند ، سخن می گویم » .
دکتر گوستاولوبون به تغییر عقیدۀ رنان در برخورد با سید اشاره می کند و از اینکه او اعراب را مورد حمله قرار می دهد ، اظهار تأسف می کند .
دکتر احمد امین در سال 1928 بر سر مزار سید د ر آستانۀ استانبول چنین گفت : « اینجا آرامگاه زنده کنندۀ نفوس و آزاد کنندۀ عقول و تکان دهندۀ قلوب و برانگیزندۀ ملت ها و متزلزل کنندۀ تخت هاست . در اینجا کسی آرمیده است که سلاطین بر عظمت او رشک می بردند و از زبان و سطوت او می ترسیدند و دولت های صاحب ارتش و دارای تجهیزات از حرکت او بیمناک بودند و کشورهایی که آزادی در آنها موج می زد ، حوصله شان از حریت طلبی او به تنگ آمده بود . این جا آتش وجود آن کسی است که هر جا می رفت چه د رافغانستان و چه در مصر، چه در ایران و چه در پاریس، چه در لندن و چه درآستانه ، آتش قیام ملی بر می افروخت و او آن کسی است که بذرهای انقلاب اعرابی پاشا را افشاند و آن کسی است که همۀ نفوس را در ایران برای انقلاب مشروطیت برانگیخت و آن کسی است که که در سراسر جهان اسلام با دولت های بیگانه مبارزه می کرد و خواستار انقلاب اصلاحات اجتماعی بود . اینجا کسی دفن شده که با اسماعیل پاشا و توفیق پاشا در مصر و با ناصرالدین شاه در ایران و با انگلستان در پاریس و با جهل و بیسوادی و ذلت و خواری درشرق و با جاسوسی و نفاق در آستانه جنگید و هیچ چیز بر او پیروز نشد جز مرگ » .
گولد زیهر خاورشناس بزرگ آلمانی معتقد است : « جمال الدین مردی بود فیلسوف و نویسنده و خطیب و روزنامه نویس ، و بالاتر از همۀ این امتیازات ، مردی بود سیاسی که دوستانش او را وطن دوست بزرگ و دشمنانش او را مردی تهییج کنندۀ خطرناکی می دانند و این مرد در جنبش های ملی و ضد استعماری که در چند دهۀ اخیر در کشورهای اسلامی بوجود آمده به شدت تأثیر داشته است »
علاوه بر اینها بسیاری عقیده دارند که مقاومت منفی گاندی درهند، با الگوبرداری از تحریم تنباکو در ایران که از ابتکارات سیدجمال بود، صورت گرفته است و کسانی چون محمد علی جناح و اقبال لاهوری ، شاگردان مکتب اویند ، همچنانکه انقلاب اسلامی ایران و سایرحرکت ها و جنبش ها ی اسلامی در سرتاسر جهان اسلام به نوعی از مکتب او تأثیر پذیرفته اند.
به هر حال دهها کتاب و رساله و مفاله که دربارۀ او نوشته شده نتوانسته قطره ای از اقیانوس فضایل او را بما بنمایاند و طبعا این نوشته هم قطره ای به حساب نخواهد آمد .
به هر صورت امید دارم که زندگی و مبارزات او در روزگاری که ملت ما ، سخت به الگویی سازنده جهت رسیدن به وحدت ملی و پیشرفت و ترقی نیاز دارد بتواند نقش مهم خویش را ایفا نماید